من که آخر به وصالت نرسیدم چه کنم؟
نظری روی تو را من که ندیدم چه کنم؟
باز هم جمعه رسید و منِ غافل از تو
غیرِ این آه که از سینه کشیدم چه کنم؟
اللهم عجل لولیک الفرج
من که آخر به وصالت نرسیدم چه کنم؟
نظری روی تو را من که ندیدم چه کنم؟
باز هم جمعه رسید و منِ غافل از تو
غیرِ این آه که از سینه کشیدم چه کنم؟
اللهم عجل لولیک الفرج
به دلتنگی گره خورده است جمعه
دل از هر منتظر برده است جمعه
دمار از روزگارِ بی قراران
غروبِ تو در آورده است جمعه
اللهم عجل لولیک الفرج
ما غافل از تو همچنان درگیرِ خویشیم
ما منکرِ کوتاهی و تقصیرِ خویشیم
تو از زمانِ غیبتت آماده هستی
ما قرنها شرمنده از تاخیرِ خویشیم
اللهم عجل لولیک الفرج
دلخوش به تماشای تو هر جمعه نشستیم
دل را به امیدِ فرجت، شُکر که بستیم
هر جمعه غروب، آه در آیینه کشیدیم
ما منتظران تا به ابد یادِ تو هستیم
اللهم عجل لولیک الفرج
هر که فریاد زد از عشق به جایی نرسید
بینوا جز سرِ کویت به نوایی نرسید
جمعه فریادِ سکوتی است به سینه مانده
حیف شد باز هم از یار صدایی نرسید
اللهم عجل لولیک الفرج