مضمونِ تازه بینِ اشعارم ندارم
حرفی به جز افسوسِ بسیارم ندارم
هر جمعه جز یادآوریِ غیبتِ تو
کاری عزیزِ فاطمه دارم ؟ ندارم
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ
مضمونِ تازه بینِ اشعارم ندارم
حرفی به جز افسوسِ بسیارم ندارم
هر جمعه جز یادآوریِ غیبتِ تو
کاری عزیزِ فاطمه دارم ؟ ندارم
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ
چه جشنی و چه عیدی تا نباشی
به هم می ریزد این دنیا نباشی
شب قدری که می آید الهی
تو در غربت تک و تنها نباشی
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ
شرمنده پیشِ تو به هنگامِ گرفتاری می آیم
تو یاری ام کردی ولی من کم پِیِ یاری می آیم
هر چند بی مقدارم و غرقِ گناه اما گل نرگس
من را نبر از یاد در راهت به یک کاری می آیم
اَللّهم عجّل لولِیک الفرَج
شاه است حسین و غیر او شاهی نیست
عشق ابدی است عشق گه گاهی نیست
جمع اند همه کرب و بلایی ها پس
تا صبح ظهور ، عاشقان راهی نیست
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ
از بارِ گُنه سینه پر از غصه و شرم است
دور از تو دلم سخت ولی پیشِ تو نرم است
جمع اند رقیبان همگی در پیِ آشوب
"ای عشقِ دل افروز دلِ ما به تو گرم است"
اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ